حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2011

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

به طرف شهر باداكس « 1 » ، كه در كنار رود اوله « 2 » ( كرخه ) واقع بود ، رفت ( ازين بيان معلوم است ، كه آن‌تىگون در آنطرف رود كوپراتس مانده بود . م . ) در اين‌جا ، استراحتى بباقىمانده قشون خود داد و بعد صلاح ديد بهمدان واقع در ماد برود ، تا ايالات عليا را تسخير كند . ديودور گويد ( كتاب 19 ، بند 19 ) دو راه از اين‌جا بهمدان هدايت ميكرد : يكى راه شاهى ( از دوره هخامنشى . م . ) ، كه از كوههاى زيبا ميگذشت ، ولى گرم و طويل بود ، چنان كه مسافرت چهل روز طول ميكشيد . ديگرى راهى بود ، كه از ولايت كوسّيان ، يعنى از گردنه‌هاى تنگ ميگذشت و آذوقه هم كم داشت ، ولى كوتاه‌ترين راه بشمار ميرفت و خنك بود . امّا گذشتن از اين راه ، بىاجازه سكنهء اين كوهها ( مقصود كوسّيان است ) كارى بود مشكل . اين مردم از ازمنه قديم ، استقلالشان را حفظ كرده‌اند . اين‌ها در زير زمين‌ها زندگانى ميكنند و غذايشان ميوهء بلوط ، قارچ و گوشت نمك زده ( قورمه ) حيوانات وحشى است ( در باب كوسّيان بصفحات 1907 - 1909 اين تأليف رجوع شود . م . ) . آن‌تىگون دليل ترس دانست ، كه با قرارداد يا هدايا اجازه عبور را بخرد و مصمّم گشت ، جنگ كنان پيش برود . بر اثر اين تصميم ، نه آرخ با دستهء تفتيشى روانه گشت و بعض بلنديها را اشغال كرد ، ولى از نبودن آذوقه در تنگنائى شديد واقع شد . خود آن‌تىگون ، كه ميخواست از معابر تنگ بگذرد ، حالش بمراتب بدتر بود ، زيرا اهالى ، كه ولايت خودشان را خوب ميشناختند ، بلنديهاى مناسبى را اشغال كرده ، سنگهاى بزرگ به زير ميغلطانيدند و تگرگ تير بر دشمن ميباريدند . در اين احوال ، كه آن‌تىگون راهى نمييافت ، غرق تأسف گرديد ، كه چرا نصيحت پىتون را نشنيد و با هدايا از كوسّيان اجازهء عبور را نخريد . بارى در مدّت 9 روز ، آن‌تىگون با قشونش در مخاطرهء بزرگى بود و تلفات زياد داد ، تا خود را بصفحه مسكون ماد رسانيد ( شرحى ، كه نوشته شده ، صراحتا مىرساند ، كه پس از رفتن اسكندر ببابل كوسّيان دوباره استقلال خود را

--> ( 1 ) - Badaces . ( 2 ) - Eulee .